خلوت خیال...!

خرید بک لینک
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید که پیش ازین نپسندی به کار عشق آزار این رمیده سر در کمند را بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمری است در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم آن چنان که اگر ببینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی آرام و روشنی من چون کبوتری که پرم در هوای تو یک شب ستاره های ترا خلوت خیال...!...

ما را در سایت خلوت خیال...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 18:38

✍✍✍... خلوت خیال...!...

ما را در سایت خلوت خیال...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 18:38

با یک متن یوسف و زلیخاه منو سپردی دست بادها و خودتو خلاص کردی...حق داشتی دستای من دیگه جوان نیست و چشمامم داغونه ..کم در فراغت اشک نریختم...حق داری دور بشی و منو بدی دست سرنوشت....!! اما هرگز نفهمیدی عشقی رو که در قلبم از تو هنوزم بی نهایت جوان هست...! ! حق داشتی...! خلوت خیال...!...

ما را در سایت خلوت خیال...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 18:38

من هنوز می توانم به قلبم که فرسوده است فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد به قلبم فرمان می دهم میوه های زمستانی را برای تابستان ذخیره کند تا تو در تابستان از راه برسی سبدهای میوه را که وصیتنامه من است از زمین بی برکت و فرسوده برداری از قلب بیمارم می خواهم تا آمدن تو بتپد خلوت خیال...!...

ما را در سایت خلوت خیال...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 18:38

خلوت خیال...!...

ما را در سایت خلوت خیال...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 18:38

صفحه بندی